سيد علي اكبر قرشي

514

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

دوستى رعيّت را تلقين كن براى آنها درندهء حاضر نباش كه خوردن گوشتشان را غنيمت شمارى . سبغ : وسعت و تمام « سبغ النعمة و المعاش سبوغا : اتسّع شى ء سابغ اى كامل » . « اسباغ » : وسعت دادن از اين ماده شش مورد در « نهج » يافته‌ات چنان كه فرموده : « اوصيكم . . . بتقوى الله الذى السبكم الرياش و اسبع عليكم المعاش » خ 182 ، 262 شما را وصيت مى كنم به تقواى خدائى كه بر شما لباس مزّين پوشانيده و وسائل زندگى را بر شما فراوان كرده است ، در رابطه با دنيا فرموده : « فانّها عند ذوى العقول كفى ء الظلّ بينا تراه سابغا حتى قلص و زائدا حتّى نقص » خ 63 ، 94 ، دنيا در نزد عاقلان مانند برگشتن سايه است مى بينى كه ممتدّ و وسيع است تا منقبض شد و زياد بود ناقص گرديد « النعم السوابغ » خ 83 نعمتهاى پر وسعت و گسترده . سبق : ( بر وزن عقل ) : تقدّم و پيش افتادن . راغب گويد : اصل سبق پيش افتادن در راه رفتن است و در غير آن به طور مجاز به كار مى رود و به طور استعاره در احراز فضيلت آيد نحو « و السابقون السابقون » از اين ماده موارد زيادى در « نهج » آمده است : « الحمد لله الذى لم يسبق له حال حالا فيكون اوّلا قبل ان يكون آخرا » خ 65 ، 96 ، حمد خدائى را كه براى او حالى از حالى پيش نگرفته است تا اوّل باشد قبل از آخر شدن و اگر در اوصاف خداوند تقدّمى بود اوّل و آخر در او به وجود مى آمد و آن خلاف بى انتهائى و واجب الوجود بودن است « مسابقه » بين الاثنين است . « سبقه » ( بر وزن عقبه ) انتهاء و غايتى كه مسابقه دهنده بايد به آن برسد و بر وزن عقل براى يك بار مسابقه است ، سباق مصدر است به معنى مسابقه . در مقام موعطه فرموده : « الا و انّ اليوم المضمار و غدا السباق و السبقه الجنة و الغاية النار » خ 28 ، 71 ، بدانيد امروز ميدان است ، فرداى قيامت مسابقه و غايت و هدف بهشت يا آتش است مرحوم رضى فرموده : چون سبقه در چيز محبوب گفته مىشود ، لذا فرموده : « و السبقة الجنّة » بر خلاف آتش كه در آن غاية آمده است . سابقه : حالت و كار و وصف گذشته . آنگاه كه شنيد بنى اميهّ او را به خون عثمان متهم مى كنند فرمود : « ا و لم ينه بنى اميهّ علمها بى عن قرنى ا و ما وزع الجهّال سابقتى